پخش آهنگ
متن آهنگ
زبانها
غروبم مرگه رو دوشم طلوعم کن تو میتونی
تمومم سایه میپوشم، شروعم کن تو میتونی
شدم خورشید غرق خون میون مغرب دریا
منو با چشمای بازت ببر به تا مشرق رویا
دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه
که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
چه راه هایی رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست
خلاصم کن از عشقایی که گاهی هست و گاهی نیست
تو خوب سوختنو میشناسی سکوتو از اونم بهتر
من آتیشم یه کاری کن ،نمونم زیر خاکستر
میخام مث همون روزا که بارون بود و ابریشم
دوباره تو حریر تو مث چشمات ابری شم
دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه
که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
چه راه هایی رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست
خلاصم کن از عشقایی که گاهی هست و گاهی نیست
پیشنهاد هوشمند
ادامه بده با یک پلی لیست
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر میدهید!

نظرات
0 نظر