پخش آهنگ
متن آهنگ
زبانها
چه دانستم،که این سودا
مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد
دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم،که سیلابی
مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد
میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی
که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فرو ریزد
ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر
خورد آن آب دریا را
چنان دریای،بی پایان
شود بی آب چون هامون
چو این تبدیلها،آمد
نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است در بی چون
چه دانمهای بسیار است
لیکن من نمی دانم
که خوردم از دهان بندی
در آن دریا کفی افیون
پیشنهاد هوشمند
ادامه بده با یک پلی لیست
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر میدهید!






نظرات
0 نظر