Now playing
Delaram
Iraj Rahmanpour
106,399
2019/11/11
Lyrics
Languages
English lyrics are not available yet.
English lyrics are missing
Add the correct English lyrics. Your submission will be reviewed before publishing.
زنده ماندن اصالت ما مرهون تلاش های استاد رحمانپوره شنیدم ایشون اهل شهرستان کوهدشت هستند استان لرستان بابت تربیت همچین استادی به خودش تا قیامت افتخار میکنه
مرسی خیلی عالی بود
عجب اشعارپرنغز وپرمعنی به زبان لری و لکی .بخدااینا بی نظیرند .جاداردتشکرفراوان ازچنین هنرمندان وگردآورندگان این آثارکه بدون هیچگونه چشم داشتی اینهمه زحمت رو متحمل میشن و میدانیم که هیچگونه پشتیبانی وساپورتی ازطرف حکومت و دولت نمیشن وفقط کارشون دلی وازروی غیرت به سرزمین ودیارشون انجام میدم . دست مریزاد دارید
آهنگ های لری واقعا محشر هستن
آهنگ ها آرام و با معنی هستن همچنین خوانندگان با صدای خاص خودشون رو دارن
ممنون که متن آهنگ رو هم قرار دادین
با درود به شهروندان لک زبان و لرتبار این یادگاران ورجاوند شهرآئینی کاسی ها
به راستی که استان کهن و تاریخی لرستان از نگر و نگاه پیشینه ی گاهدادی یکی از بهترین و برترین شهرآئینی های """تمدنهای""" درخشان در گستره ی ایران آریایی هستند.
بیگمان نوای گوشنواز؛ دلنشین و دلآویز استاد ایرج رحمانپور گاه گوش جان را مینوازد و مایه ی خرسندی و آرامش است و گاه رنج و درد.
بنده ی کمترین::: فرامرز داوری ؛ از کرمانشاه
پسرم از بچگی عاشق این آهنگ آقای رحمانپور بود ، به عشق ایشون رفت و نوازنده شد ولی متاُسرانه دست اجل امانش نداد در سن 17 سالگی بعلت تصادف به دیار حق شتافت و آسمانی شد ، هرچند یکبار این آهنگ رو گوش میکنم از ته گریه می کنم .ناز نفست جناب رحمانپور . واقعاً نمی دانم به حال روزگار باید خندید یا گریه کرد.
دَسَکَم بِگِر، بِناریم سَخته
دستم را بگیر که سربالایی سختی در پیش داریم
سره بنارِ هماری تخته
بالاتر از این سربالایی، به سرزمین های همواری می رسیم
شُعله مونگ دیمه و سَر کلااوان
شعله ماه را بر سر تپه ها دیده ام
لِیل و دلگیری مَچو و باوان
ماه نیست، بلکه لیلی است که با دلگیری به خانه پدرش می رود
دَسَکَم بِگر بِنارم دیره، سِر اَ بناره خوشِه انگیره
دستم را بگیر که سر بالایی طولانی در پیش است و بعد از این سربالایی خوشه های انگور است
دل ها و تمای، دلارامه وه
دل در آرزوی دیدن دلآرام است
گاگا مَمِرم، گاهی مامَه وه
گاهی می میرم و گاهی زنده می شوم
دَسَکَم بِگِر یه دَس دَنگ نِیری، طاقت و تونای، روژِ تنگ، نیری
دستم را بگیر که یک دست صدا و طاقت و توانایی روز تنگی را ندارد
هر وَخت بالاکَت موینم ژَ دور، غم و پِژاره کُل مَچو ژه ویر
وقتی که قامتت را از دور می بینم، تمام غم هایم از یاد می روند
دِ کُجانت دَس بئیرم، وِ کُجانت دل بَوَنِم روزگاره، مه و ِحالت بگریوم یا بَخَنَم
ای روزگار من از کجایت دست بگیرم و به چه چیزی از تو دل ببندم، نمیدانم به حالت بخندم یا گریه کنم
دَسکم بِگِر، بِیَرمَه مالَکَت، بِکَم و میمان تنیا خالَکَت
دستم را بگیر و مرا به خانه ات ببر و مرا میهمان آن تکخال صورتت کن
خاوه مرگم بو، کی دیرم خاوان، نه مه خاو دیرم نه تافه اوان
خواب مرگم باشه(اگر می خواهم بخوابم خدا کند که بمیرم) من هرگز خواب ندارم، نه من و نه جریان تند آب رودخانه ها هیچکدام خواب نداریم





Comments
12 comments