پخش آهنگ
متن آهنگ
زبانها
چو مرغِ پر شکسته ای چنان به غم نشسته ای
که از گذارِ این زمان از این جدال خسته ای
خزان زده به ریشه ات چه پاره پاره سینه ات
سحر نشد شبِ سیه کجاست صبحِ روشنت
ای مادر خسته نفس زخمیه تیغِ همه کس
پرنده در کنج قفس وطن وطن وطن وطن
بر باغ ما تبر مزن بر غنچه های بی کفن
میسازمت با جان و تن وطن وطن وطن وطن
از پشت این شبهای تاریکی میبینم آن فردای روشن را
خاموش باد آن آتشِ ظلمی که گُر گرفت قلب تو و من را
به خونِ تهمینه و بابک ها هر جای این میهن مطهر شد
من سجده میکنم بر این خاکی که صد هزاران لاله پرپر شد
ای مادر خسته نفس زخمیه تیغِ همه کس
پرنده در کنج قفس وطن وطن وطن وطن
بر باغ ما تبر مزن بر غنچه های بی کفن
میسازمت با جان و تن وطن وطن وطن وطن
ای مادر خسته نفس زخمیه تیغِ همه کس
پرنده در کنج قفس وطن وطن وطن وطن
بر باغ ما تبر مزن بر غنچه های بی کفن
میسازمت با جان و تن وطن وطن وطن وطن
پیشنهاد هوشمند
ادامه بده با یک پلی لیست
صداش عالیه خوبه درباره وطن هست


نظرات
1 نظر