Things fall apart, and time breaks your heart
چیزها از هم میپاشند، و زمان قلب تو را میشکند
I wasn't there, but I know
من آنجا نبودم، اما میدانم
She was your girl, you showed her the world
او دختر تو بود، دنیا را به او نشان دادی
You fell out of love, and you both let go
از عشق بیرون افتادید، و هر دو رهایش کردید
She was cryin' on my shoulder, all I could do was hold her
او روی شانۀ من گریه میکرد، و تنها کاری که میتوانستم بکنم در آغوش گرفتنش بود
Only made us closer until July
فقط ما را تا ژوئیه به هم نزدیکتر کرد
And I know that you love me, you don't need to remind me
و میدانم که تو مرا دوست داری، نیاز نیست یادآوری کنی
I should put it all behind me, shouldn't I?
باید همۀ اینها را پشت سر بگذارم، مگر نه؟
But I see her in the back of my mind
اما او را پشت ذهنم میبینم
All the time
همیشه
Like a fever, like I'm burning alive
مثل یک تب، مثل اینکه زندهزنده میسوزم
Like a sign
مثل یک نشانه
Did I cross the line?
آیا از مرز گذشتم؟
Mm, hm
ام، هام
Well, good things don't last (good things don't last)
خوب، چیزهای خوب پایدار نمیمانند (چیزهای خوب پایدار نمیمانند)
And life moves so fast (life
...
Things fall apart, and time breaks your heart
چیزها از هم میپاشند، و زمان قلب تو را میشکند
I wasn't there, but I know
من آنجا نبودم، اما میدانم
She was your girl, you showed her the world
او دختر تو بود، دنیا را به او نشان دادی
You fell out of love, and you both let go
از عشق بیرون افتادید، و هر دو رهایش کردید
She was cryin' on my shoulder, all I could do was hold her
او روی شانۀ من گریه میکرد، و تنها کاری که میتوانستم بکنم در آغوش گرفتنش بود
Only made us closer until July
فقط ما را تا ژوئیه به هم نزدیکتر کرد
And I know that you love me, you don't need to remind me
و میدانم که تو مرا دوست داری، نیاز نیست یادآوری کنی
I should put it all behind me, shouldn't I?
باید همۀ اینها را پشت سر بگذارم، مگر نه؟
But I see her in the back of my mind
اما او را پشت ذهنم میبینم
All the time
همیشه
Like a fever, like I'm burning alive
مثل یک تب، مثل اینکه زندهزنده میسوزم
Like a sign
مثل یک نشانه
Did I cross the line?
آیا از مرز گذشتم؟
Mm, hm
ام، هام
Well, good things don't last (good things don't last)
خوب، چیزهای خوب پایدار نمیمانند (چیزهای خوب پایدار نمیمانند)
And life moves so fast (life moves so fast)
و زندگی اینقدر سریع میگذرد (زندگی اینقدر سریع میگذرد)
I'd never ask who was better (I'd never ask who was better)
هرگز نمیپرسم که چه کسی بهتر بود (هرگز نمیپرسم که چه کسی بهتر بود)
'Cause she couldn't be (she couldn't be)
چون او نمیتوانست (او نمیتوانست)
More different from me (more different from me)
از من متفاوتتر باشد (از من متفاوتتر باشد)
Happy and free (happy and free) in leather
خوشحال و آزاد (خوشحال و آزاد) در چرم
And I know that you love me (you love me)
و میدانم که تو مرا دوست داری (تو مرا دوست داری)
You don't need to remind me (remind me)
نیازی نیست یادآوری کنی (یادآوری کنی)
Wanna put it all behind me, but, baby
میخواهم همۀ اینها را پشت سر بگذارم، اما عزیزم
I see her in the back of my mind (back of my mind)
او را پشت ذهنم میبینم (پشت ذهنم)
All the time (all the time)
همیشه (همیشه)
Feels like a fever (like a fever), like I'm burning alive (burning alive)
حسی مثل تب است (مثل تب)، مثل اینکه زندهزنده میسوزم (زندهزنده میسوزم)
Like a sign
مثل یک نشانه
Did I cross the line?
آیا از مرز گذشتم؟
You say no one knows you so well (so)
میگویی هیچکس تو را اینقدر خوب نمیشناسد (اینقدر)
But every time you touch me, I just wonder how she felt
اما هر بار که تو مرا لمس میکنی، فقط فکر میکنم او چه حسی داشت
Valentine's Day, crying in the hotel
روز ولنتاین، گریه کردن در هتل
I know you didn't mean to hurt me, so I kept it to myself (oh)
میدانم قصد آزارم را نداشتی، پس آن را در خودم نگه داشتم (اوه)
And I wonder
و من فکر میکنم
Do you see her in the back of your mind?
آیا تو او را پشت ذهنت میبینی؟
In my eyes?
در چشمانم؟
You say no one knows you so well
میگویی هیچکس تو را اینقدر خوب نمیشناسد
But every time you touch me, I just wonder how she felt
اما هر بار که تو مرا لمس میکنی، فقط فکر میکنم او چه حسی داشت
Valentine's Day, crying in the hotel
روز ولنتاین، گریه کردن در هتل
I know you didn't mean to hurt me, so I kept it to myself
میدانم قصد آزارم را نداشتی، پس آن را در خودم نگه داشتم