پخش آهنگ
زنده (Alive) - سامی یوسف و همایون شجریان (Homayoun Shajarian & Sami Yusuf)

زنده

Alive
سامی یوسف و همایون شجریان
Homayoun Shajarian & Sami Yusuf
232,884
2025/03/24

متن آهنگ

م رده ب دم زنده شدم گریه ب دم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیدهٔ سیر است مرا جان دلیر است مرا زهرهٔ شیر است مرا ز هرهٔ تابنده شدم گفت که: «دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای» رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که: «سرمست نه ای رو که از این دست نه ای» رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که: «تو کشته نه ای در طرب آغشته نه ای» پیش رخ زنده ک نش کشته و افکنده شدم گفت که: «تو زیرککی مست خیالی و شکی» گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم گفت که: «تو شمﻊ شدی قبلهٔ این جمﻊ شدی» جمﻊ نیم شمﻊ نیم دود پراکنده شدم گفت که: «شیخی و سری پیش رو و راهبری» شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شد گفت که: «با بال و پری من پر و بالت ندهم» در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم گفت مرا دولت نو: «راه مرو رنجه مشو زانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم» گفت مرا عشق کهن: «از بر ما نقل مکن» گفتم: «ری نکنم ساکن و باشنده شدم» چشمهٔ خورشید تویی سایه گه بید منم چونک زدی بر سر من پست و گ دازنده شدم تابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلم اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم صورت جان وقت سحر لاف همی زد ز بطر بنده و خربنده ب دم شاه و خداونده شدم ش کر کند کاغذ تو از شکر بی حد تو کمد او در بر من با وی ماننده شدم شکر کند خاک د ژم از فلک و چرخ به خم کز نظر و گردش او نور پذیرنده شدم شکر کند چرخ فلک از مل ک و م لک و ملک کز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبق بر زبر هفت طبق اختر رخشنده شدم ز هره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر کز اثر خندهٔ تو گلشن خندنده شدم باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان کز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخ نده شدم م رده ب دم زنده شدم گریه ب دم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیدهٔ سیر است مرا جان دلیر است مرا زهرهٔ شیر است مرا ز هرهٔ تابنده شدم گفت که: «دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای» رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که: «سرمست نه ای رو که از این دست نه ای» رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که: «تو کشته نه ای در طرب آغشته نه ای» پیش رخ زنده ک نش کشته و افکنده شدم گفت که: «تو زیرککی مست خیالی و شکی» گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم گفت که: «تو شمﻊ شدی قبلهٔ این جمع شدی» جمﻊ نیم شمﻊ نیم دود پراکنده شدم گفت که: «شیخی و سری پیش رو و راهبری» شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدم گفت که: «با بال و پری من پر و بالت ندهم» در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم گفت مرا دولت نو: «راه مرو رنجه مشو زانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم» گفت مرا عشق کهن: «از بر ما نقل مکن» گفتم: «ری نکنم ساکن و باشنده شدم» چشمهٔ خورشید تویی سایه گه بید منم چونک زدی بر سر من پست و گ دازنده شدم تابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلم اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم صورت جان وقت سحر لاف همی زد ز بطر بنده و خربنده ب دم شاه و خداونده شدم ش کر کند کاغذ تو از شکر بی حد تو کمد او در بر من با وی ماننده شدم شکر کند خاک د ژم از فلک و چرخ به خم کز نظر و گردش او نور پذیرنده شدم شکر کند چرخ فلک از مل ک و م لک و ملک کز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبق بر زبر هفت طبق اختر رخشنده شدم ز هره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر کز اثر خندهٔ تو گلشن خندنده شدم باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان کز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخ نده شدم

نظرات

0 نظر

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!