[ورس یک]
توام یادت بره، بدون که تهرون همیشه خوب یادشه
دلم یه ایران بیآب و این آهنگ فقط روبانشه
تو این روبانو میبری همینطوری که سرت رو بالشه
ولی نمیدونی نیستی عمرم قراره چقدر کوتاه بشه
روزی که من برم این شهر مطمئن باش شعر کم مییاره
دستم نمینویسه اینو، قلبم میگه و همش داره از چشمم میباره
تویی تخت خیست، من و چشمای خشکم
این شعر شروع نشده هنوز و من هنوز حرفمو نگفتم
[کورس]
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب را
[ورس دو]
یه چت دوطرفه پاک شده
کادوهای توی کمد چال شده
ما که همو دنبال نمیکنیم روی اینترنت
ولی قلبمون چی؟ جدا شده؟
برو خودتو مسخره نکن
نمیتونی پاک کنی از صفحه منو
تو توییتر اصلیت درشت بنویس
تو دلت هنوز داری حسرت منو
تو رو مث کف دست بلدم
خوب میفهمی از طرز حرف زدنم
من اوج بگیرم یه شهر میریزه
پ تخلیه کنید قبل موشک زدنم
برو به باباجونت بگو
هیچجا دیگه امن نیست، تا آغوش اون
دور من نپیچه، منو پس نگیره، وضعیت همینه
[کورس]
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب را
[ورس سه]
تو و تموم ثروتت،
...
[ورس یک]
توام یادت بره، بدون که تهرون همیشه خوب یادشه
دلم یه ایران بیآب و این آهنگ فقط روبانشه
تو این روبانو میبری همینطوری که سرت رو بالشه
ولی نمیدونی نیستی عمرم قراره چقدر کوتاه بشه
روزی که من برم این شهر مطمئن باش شعر کم مییاره
دستم نمینویسه اینو، قلبم میگه و همش داره از چشمم میباره
تویی تخت خیست، من و چشمای خشکم
این شعر شروع نشده هنوز و من هنوز حرفمو نگفتم
[کورس]
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب را
[ورس دو]
یه چت دوطرفه پاک شده
کادوهای توی کمد چال شده
ما که همو دنبال نمیکنیم روی اینترنت
ولی قلبمون چی؟ جدا شده؟
برو خودتو مسخره نکن
نمیتونی پاک کنی از صفحه منو
تو توییتر اصلیت درشت بنویس
تو دلت هنوز داری حسرت منو
تو رو مث کف دست بلدم
خوب میفهمی از طرز حرف زدنم
من اوج بگیرم یه شهر میریزه
پ تخلیه کنید قبل موشک زدنم
برو به باباجونت بگو
هیچجا دیگه امن نیست، تا آغوش اون
دور من نپیچه، منو پس نگیره، وضعیت همینه
[کورس]
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب را
[ورس سه]
تو و تموم ثروتت، من بَسمه یه دونه داداش
تو و یه زنگ به باباجونت، من وصلم به روح آقام
یه جوری این شهرو پس بگیرم
ببینی لیوانا بدون من چپه میشن
بزن سلامتی رپکن یک تهرون
گفتم بد میشه من سرلج بگیرم
میان کنارت میگن ببخشید! با شما بوده؟
توام که صدتا رو داری بگو
نمیشناسم، هان؟ کجا بوده؟
ولی حواست باشه یه وقت پیشش
زمزمم نکنی، که بد میشه
خانمم اختلال توجه داره آقا
به منم دروغ زیاد گفته، ببخشینش
[کورس]
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب ر
[ورس چهار]
با اطمینان گفتی تو رو میخوام همیشه
چشامو مالیدم گفتم این خواب عجیبه
چک زدم به خودم گفتم بیدار میکنی منو؟
خندیدی گفتی چیکار میکنی؟!
گفتم نکنه چیزی تو رو از من بگیره
باز خندیدی گفتی اصلا نمیشه
من یه اسب تکشاخ ترسیده بودم
از اضطراب فلج؛ به تو چسبیده بودم
گفتم حاملم ازت، خندیدی گفتی مسخره نشو
گفتم واقعا عسل جواب آزمایشو ببین، مسخره نکن
سونوم کردن، جلوی قلبم، چندتا توده شعر پر از نبضن
همه تخم توعه که کاشتی تو روحم
و اونا که قبل من دوس داشتی دروغن
[کورس]
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب را
[ورس پنج]
سرشب بود با یه طوفان کوچیک
در قصرمونو کندن، ما تو خواب بودی
وسط مرداد، شد سرمای زمهریر
همه جا مه شد، دستای اجنبی
پیچید دور صورت و شیکمم
چنگالش میرفت مث سوزن تو جیگرم
صدات میزدم، جواب ندادی
هی داد میزدم، جواب ندادی
کرمای قصرت رو تختت
دورت میکردن گفتم قلبمون زخمه
جیگرگوشمو نگیرین ازم
ازم خون میرفت دیدم به مردن نزدیکترم
دستمو گرفتم جلو دهنم
گفتم این وسط بچهی تو رو نزنن
بودم آش و لاش و غرق تو خون
بهمن و زاییدم تو جنگ و دود