پخش آهنگ
متن آهنگ
زبانها
جان را به کویت می کشم تا در دلت میخوانیم
دل را به سویت میکشم تا باز میسوزانیم
هو هو کشان در بزم من اتش بزن بر جان و تن
از دامن خاکسترم صد باره میرویانیم
تا شعله می بخشی مرا هستم از این پروانگی
در جام من اتش بریز ای شمع این دیوانگی
ویرانه هستم باز اگر در کنج این خلوت بساز
هر شب خرابات مرا از فصل این ویرانگی
در خلوت شیدایی و چشمان عاشق جوی تو
هم رنگ میگردد تنم با سرخ اتش روی تو
در گوش تقدیرم بگو افسون کند این دلخوشی
اشفته سامانی من از وحشی گیسوی تو
تا شعله میبخشی مرا هستم از این پروانگی
در جام من اتش بریز ای شمع این دیوانگی
ویرانه هستم باز اگر در کنج این خلوت بساز
هر شب خرابات مرا از فصل این ویرانگی
پیشنهاد هوشمند
ادامه بده با یک پلی لیست
دولت به ملت ایده بده دیگه نمیره طرف اشغال جم کنه😁😠🧿






نظرات
1 نظر