پخش آهنگ
۳۹هفته
39 Hafte
حمید عسکری
Hamid Askari
4,055
2019/05/11
متن آهنگ
چقدر روی تنت ترکش نشستو
رگای خاک و پر کردی با خونت
که دست بردار نیست این خاک حتی
یه لحظه از پلاک و استخوانت
تو آغوش خدا ،خوابیدی شاید
که دیگه قصد کردی بر نگردی
کدوم حاجت رو میخواستی بگیری
که حتی دست و پاتم نذر کردی
واسه روزای بی دردی که دارم
میون خون تو اوج درد بودی
خدا میدونه که بی تو چی میشد
تو تنهایی یه لشگر مرد بودی
چقدر قدم زدی میدون مینو
که من هر جا قدم میزارم امنه
چجوری ساکتو دیوار بستی
که حتی خونه بی دیوارم امنه
برای این که من آروم باشم
چقدر توی دلت آشوب میشد
تو که هر روز زخمات تازه تر بود
بگو ،زخمای تو کی خوب میشد
یجوری پر کشیدی از زمین که
به اوج آسمون نزدیک تر شی
نخواستی رو زمین ردت بمونه
خودت خواستی که مفقودالاثر شی
واسه روزای بی دردی که دارم
میون خون تو اوج درد بودی
خدا میدونه که بی تو چی میشد
تو تنهایی یه لشگر مرد بودی
چقدر قدم زدی میدون مینو
که من هر جا قدم میزارم امنه
چجوری ساکتو دیوار بستی
که حتی خونه بی دیوارم امنه
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهید!
نظرات
0 نظر