پخش آهنگ
اطلاعات اثر
ترانه سرا
ممزی
متن آهنگ
زبانها
چشم من اشک شدو
بارید بر این شهر خراب
دلم از سنگ شد از بس
برید سهم مرا
به تو عالم گله دارم
ازین نسل قضا
طاقتی نیست روم
مشتاق به سمت خدا
مرحم درد تو یکروزی
به تو میخندد
حسرت معرفت دوست
به دل میچربد
عشق من مثل یه پروانه
دورت میگردد
تو اگر خواهی نخواهی
این جهان میچرخد
گریه کن گریه عجیبه
بگو از کی شدم واست غریبه
آدمو میدن فریب هی
بم بگو چیشد یهو نارو زدی بم
هی غریبه گریه کن گریه
اگه حتی بزور است
عاقبت میبندد در را به رویت
نه نذار ا کینه گر گیره وجودت
میکند تورا ویران روزی غرورت
گریه کن گریه قشنگه
چشم من اشک شدو
بارید بر این شهر خراب
دلم از سنگ شد از بس
برید سهم مرا
به تو عالم گله دارم
ازین نسل قضا
طاقتی نیست روم
مشتاق به سمت خدا
مرحم درد تو یکروزی
به تو میخندد
حسرت معرفت دوست
به دل میچربد
عشق من مثل یه پروانه
دورت میگردد
تو اگر خواهی نخواهی
این جهان میچرخد
متن انگلیسی این آهنگ ثبت نشده
اگر متن انگلیسی درست را داری، برای بررسی و انتشار بفرست.
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر میدهید!






نظرات
0 نظر