پخش آهنگ
رخ (Rokh) - اصل (Asl)

رخ

۱۹,۷۴۲
۲۰۲۶/۰۷/۱۲
ترانه سرا اصل
آهنگساز اصل
تنظیم کننده حاج علی
ناشر ام اس بی موزیک
اطلاعات اثر
ترانه سرا اصل
آهنگساز اصل
تنظیم کننده حاج علی
ناشر ام اس بی موزیک

توضیحات اثر

«رخ» دومین قطعه از آلبوم مفهومی «از پیست تا اما» است؛ روایتی از لحظه ای که فشار دیگر فقط درد نیست و به نیرویی برای تغییر تبدیل می شود. جایی که خون در رگ ها به جوش می آید، به عرق بدل می شود و قطره قطره روی زمینی می ریزد که قرار است آینده روی آن ساخته شود. در «رخ»، فرسودگی به معنای پایان نیست؛ هر قطره، نشانه تولد دوباره است و هر شکست، بخشی از فرایند ساخته شدن انسانی است که دیگر نمی خواهد محصول شرایط اطرافش باشد.

این قطعه درباره تاب آوری به معنای ساده تحمل کردن نیست. «رخ» از ذهنی حرف می زند که بارها تحت فشار قرار گرفته، شکسته، خودش را دوباره جمع کرده و در نهایت تصمیم گرفته به جای سازگار شدن با قفسی که برایش ساخته اند، آن را بشکند. «قفس یخ زده» در این روایت تنها یک محیط بیرونی نیست؛ می تواند ترس، ناامیدی، عادت، گذشته یا هر ساختاری باشد که انسان را متوقف نگه می دارد. راوی ابتدا تاریکی اطرافش را می بیند، اما به جای ماندن در جایگاه قربانی، نگاهش را به خودش برمی گرداند و مسئولیت ادامه مسیر را می پذیرد.

پیر مغروری که درون او شکل گرفته، تصویر همان صدای حاصل از تجربه است؛ بخشی از وجودش که پس از سال ها زمین خوردن، آزمون و خطا و پرداخت هزینه برای هر قدم، حالا مسیر را بهتر می شناسد. دیگر کسی بیرون از او قرار نیست جهت حرکتش را تعیین کند. او به نقطه ای رسیده که راهنمای مسیر خودش شده است.

تکرار جمله «مگه من چقدر وقت دارم؟» از مهم ترین مفاهیم قطعه است. این سوال از سر تسلیم یا ناامیدی مطرح نمی شود؛ یادآوری بی رحمانه محدود بودن زمان است. وقتی زمان به مهم ترین سرمایه زندگی تبدیل می شود، پاسخ راوی فقط یک چیز است: ساختن. ساختن با تمام شادی ها، آرزوها، شکست ها، بدبیاری ها و گرفتاری ها؛ نه منتظر ماندن برای روزی که همه چیز کامل و آماده باشد.

در بخش دیگری از «رخ»، مسیر رشد راوی از آموزش رسمی جدا می شود. کسی که زمانی از درس و کلاس فراری بوده، بعدها خودش به سراغ کتاب می رود و یادگیری را با اختیار خودش کشف می کند. کتاب، موسیقی، فیلم، تجربه، شکست و زندگی واقعی تبدیل به مدرسه ای می شوند که شخصیت او را می سازند. دانستن دیگر برای گرفتن مدرک نیست؛ دانستن تبدیل به بخشی از خون او می شود، چیزی که به او جان، اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری می دهد.

یکی از هسته های اصلی قطعه، تغییر تعریف «سرمایه» است. راوی به این نتیجه می رسد که مهم ترین دارایی اش ذهن اوست؛ حتی اگر در نگاه کسانی که ارزش آن را نمی فهمند، هیچ قیمتی نداشته باشد. به همین دلیل تصمیم می گیرد فکر، زمان و آینده اش را ارزان نفروشد. آینده برای او چیزی نیست که به انسان داده شود؛ چیزی است که باید ساخته شود.

«رخ» در نهایت سرود پیروزی کسی نیست که به مقصد رسیده است؛ صدای انسانی است که هنوز وسط مسیر ایستاده، هنوز زخم دارد و هنوز می جنگد، اما دیگر منتظر نجات یافتن نیست. او خودش را از دل همان چیزهایی ساخته که زمانی می توانستند نابودش کنند.

این لحظه ای است که حتی با زخم های باز، قد علم می کنی؛ به گذشته نگاه می کنی، آینده را می بینی و برای اولین بار می فهمی کسی که باید تو را از این مسیر عبور دهد، خودت هستی.

متن آهنگ

زبان‌ها
خونِ رگام جوشید عرق شد چکید چیکه‌چیکه بارید تا وجود ترکید هر قطره چکید آینده را زایید از دلِ درد و رنج، رُخ تابید عقربه خرج کردم سر بشه سر تا بسازم از خاک سر گلستانی پر از سر با هر شکست ایستادم مغزمو دار زدم، دیدم یه در حالا خیلی وقته یه پیر مغرور تومه بهم میگه کجا برم و چی برام خوبه پس ببین چجوری میرم ادامه راه حالا منم اونکه که شده بلده راه چرا باید تو این قفسِ یخ‌زده نفس بِکِشم؟ من از این نقشه و نقشِ کثیفش، نجس‌تَرم اگه این دنیا رو زیر پام لِه نکنم بلند شدم ساختم خراب کردم هر چی که داشتم هر روز همین تکرار شد تا دیگه پا بر جا شدم دیگه هیچی نمیتونه تکونم بده چون همه ی اتوهام خودم رو کردم دیگه ترسی ندارم از گذاشتم به همه ی بد قولی هام یه عهدی دادم به هرکی به هرچی داشتم یه نظمی دادم آینده رو توپ بسازم آخه مگه من چقد وقت دارم پس من میسازم هرچی که میخوام با همه خوشحیام با همه آرزو هام با همه بد بیاری ها و گرفتارام آخه مگه من چقد وقت دارم پس من میسازم هرچی که میخوام با همه خوشحیام با همه آرزو هام با همه بد بیاری ها و گرفتارام با چشم بسته کل راه مو دیدم دست تنهایی واسه خودم دست زدم پایین بودم، ولی بالا بودم جسمو میگم، روحمو میگم روح هــــــل داد جسم که برسم به این حسم منی که از درس و کلاس فراری بودم کتاب گرفتم، حرفشو شنیدم حس کردم خوندم و خوندم و تا رفت توی خون همین کتابا بود که داد بهم جــــون یاد گرفتم از آهنگ و‌ فیلما، پایین ‌و ‌بالا همینا همینا بود اعتماد به نفسو برد بالا می‌گفتن دیگه بلند شو بزن حرکتی مطمئن باش بهت خدا میده برکتی آینده و کار خوب، ساختنیه نه داشتنی واسه همینه، که شدم اهل کارو سازندگی فهمیدم فکرَم اعتبارم، تو ذهن فقیر اونا صفره تصمیم گرفتم نفروشم، گرون باشه حتی یه صفره خودم میرم تا تــــش که نشم لـــــش آخرش نشم قفلی و کاناپه و طرح های فرش آخه مگه من چقد وقت دارم پس من میسازم هرچی که میخوام با همه خوشحیام با همه آرزو هام با همه بد بیاری ها و گرفتارام آخه مگه من چقد وقت دارم پس من میسازم هرچی که میخوام با همه خوشحیام با همه آرزو هام با همه بد بیاری ها و گرفتارام
پیشنهاد هوشمند

ادامه بده با یک پلی لیست

نظرات

10 نظر
رضا
عالی بود پسر
2026/09/16
سارا جون
عجب شروعی داشت به به
2026/08/09
بهرام نجفی
عالیه خیلی لذت بردم
2026/08/07
ارغوان
خونِ رگام جوشید عرق شد چکید چیکه‌چیکه بارید تا وجود ترکید هر قطره چکید آینده را زایید از دلِ درد و رنج، رُخ تابید
2026/07/22
فرهاد
عالی عالی
2026/07/18
شیدا
بعد از مدت ها بالاخره توی رپ فارسی یک موزیک خوب شنیدم
2026/07/15
عاطفه
عالی ✨
2026/07/13
صدرا
چه قافیه ای داره اولش... باریکلا 🤟
2026/07/13
آرتا
خیلی خفنه
2026/07/10
رخ
هر کلمه اش درد و تسکینه
2026/07/08