تنهاترین دیوونه
Tanhatarin Divouneh
Asl
توضیحات اثر
«تنهاترین دیوونه» روایت انسانی است که در میان شلوغی یک شهر پر از آدمهای به ظاهر منطقی، هنوز توانایی دیدن چیزهایی را دارد که دیگران فراموش کردهاند.
این اثر دربارهی مرز باریکی میان دیوانگی و متفاوت دیدن است؛ جایی که نگاه یک انسان به دنیا با نگاه معمول اطرافیان فرق میکند. شخصیت اصلی ترانه، در میان روزمرگیها و تلاشهای بیپایان آدمها، زیباییهایی را پیدا میکند که ساده به نظر میرسند اما عمیقترین احساسات را بیدار میکنند؛ از دیدن گلها و نور ماه گرفته تا پرواز یک پرنده و درختی که با وجود تمام سختیها مسیر رشد خودش را پیدا کرده است.
«تنهاترین دیوونه» تصویری از آدمهایی است که شاید در نگاه دیگران عجیب یا متفاوت باشند، اما در واقع ارتباط نزدیکتری با زندگی، احساس و لحظههای کوچک اطرافشان دارند.
این آهنگ یادآور این است که گاهی چیزی که جامعه آن را دیوانگی مینامد، میتواند همان توانایی دیدن زیباییهایی باشد که در شتاب زندگی نادیده گرفته میشوند.
[Chorus]
تو این شهر پر عاقل، منم تنها ترین دیوونه
کیف میکنم، با خودم حرف میزنم، تنها میشم رونه
نگاهم به این عابرا، به این همه عاقلا، به این همه تقلب پشت تقلا
فراموش فراموش فراموشی امروز واسه رسیدن به فردا
[Verse 1]
آهای دیوونهتر شدم، من دارم میبینم گلا رو
دارم میبینم تو آبو، نور افتاده ماه رو
کشیدم تو این هوا رو، حال خوبی چرخید تو رگام و
توی این حوالی یه بچه منو دید
چه چشمایی داشت نگاه کردم بهم خندید
گفت: ماه من نگاه کن اون آقا بالا پایین پرید
بهش گفت اون اون که بیچارهاس
درساشو نخونده که الان دیوونهاس
من که برق چشماش نگامو گرفت از جام بلندتر پریدم
دیدم خندههاش بیشتر شد همینطور ادامه دادم به مسیرم
کمی جلوتر درخت پیچیده توی میلهها رو دیدم
بلند شده بود از یه جای سخت
چرخیده بود که برسه به سقف
چقدر قشنگ بود این همه درد
و حالا هست یه درخت
یه پرنده ازش پر زد نگام رفت سمتش
همینجوری که داشتم میرفتم پیش
خوردم به یه نفر
[Chorus]
تو این شهر پر عاقل، منم تنها ترین دیوونه
کیف میکنم، با خودم حرف میزنم، تنها میشم رونه
نگاهم به این عابرا، به این همه عاقلا، به این همه تقلب پشت تقلا
فراموش فراموش فراموشی امروز واسه رسیدن به فردا
[Verse 2]
چرخیدم افتادم زمین لگدم نزد بلندم کرد
گفت: آقا معذرت چیزی نشد با لبخند گفت: ببخشید حواسم نبود
داشتم پرندهها رو نگاه میکردم پرواز قشنگشون منو جذبم کرد
نگاهش کردم هیچی نگفتم از پیشم رفت
یه خورده دور شد دوباره برگشت
تو اون لحظه به خودم گفتم اینکه عاقله نکنه دیوونهاس
بهم نزدیک شد باز نگاهش کردم دیدم عاقل نیست اینم دیوونهاس
چشماشو بهم دوخت گفت مطمئنی خوبه حالتون
خیلی آروم گفتم: آره خوبم ممنون
همه عابرا همه عاقلا با تعجب نگاهم کردن
همه به هم گفتن مگه این آخه حرف میزد
یهو برگشت نگاهشون کرد
بهشون گفت: آره از قصد حرف نمیزد
[Chorus]
تو این شهر پر عاقل من نیستم تنها ترین دیوونه
کیف میکنیم با هم حرف میزنم با هم میشم رونه
نگاهمون به این عابرا به این همه عاقلا، به این همه تقلب پشت تقلا
فراموش فراموش فراموشی امروز واسه رسیدن به فردا
نظرات
0 نظر